تبليغاتX
هنر
رضا مختاری

روسري آبي سيتا را باد برد

مجموعه داستان سي‌امين حكايت سيتا/رضا مختاري/ نشر چشمه


۱۷) سيتا! خودت گفتي حكايت مسافر صندلي شماره‌ي 21 را برايت نخوانده‌ام، حالا برايت مي‌نويسم. مسافر ساعت 5 عصر بليت گرفت. ساعت 5/4 عاشق شد و ساعت 45/4 دقيقه كارگران ترمينال متوجه جسد او كه روي صندلي سالن انتظار افتاده بود شدند. اتوبوس ساعت 5 حركت كرد. صندلي شماره‌ي ۲۱ خالي بود. تو در صندلي شماره‌ي 10 نشسته بود. بين راه راننده در جاي خالي مسافر كسي را سوار كرد. وقتي اتوبوس براي استراحت و نماز توقف كرد، آن مرد ديگر سوار نشد جايش خالي بود. هر چه شاگرد راننده به دنبال مرد گشت و صدايش كرد او را پيدا نكرد. ده دقيقه از توقف‌شان گذشته بود. باد مي‌آمد و باران مي‌باريد. در پيچ گردنه‌اي اتوبوس چپ كرد. مردم كنار جاده سريع لاستيك روشن كردند. همه مرده بودند. همه‌ي اتوبوس در آتش سوخت.

برگرفته از متن كتاب

نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 0:7 | لینک  | 



 

ويلن‌نواز ميلاني

 







ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 2:14 | لینک  | 

خط نگاره هاي ابراهيم حقيقي




 




ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 1:55 | لینک  | 

نگاهی به آثار برگزیده دوسالانه نهم گرافیک

چراغ های رابطه


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 21:40 | لینک  | 

زيباترشبي براي ديدن
عکس های دانیل اشین ذکریان

ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 18:59 | لینک  | 

 

 

عكسي كه از دل بر آيد

   

«من تمام تاريخ و فرهنگ را كناري مي گذارم  تا  به دست باند پيچي شده دختر و يقه پسر نگاه كنم.» اين يكي از جمله‌هايي است كه رولان بارت در كتاب اتاق عكاسي درباره يك عكس گفته.  قشنگ پيداست كه بارت به جاي بررسي زيباشناختي يا نكته‌هاي تكنيكي راحت دلش را به عكس داده است. كتاب ذن عكاسي هم  از آن كتاب هاي خاص در باره عكاسي است كه به جاي تاكيد بر نكته هاي فني به خود نگاه كردن و ارتباط عكاس با دنيا و آدم ها اهميت مي دهد. كتاب کلی جمله هاي كوتاه حكيمانه دارد که همان طور كه از اسمش پيداست متاثر از آموزه هاي ذن است. جمله اي از كتاب بر يكي شدن عكاس با دوربين تاكيد دارد.  وقتي که دوربين تبديل به عينكي چسبيده به عكاس  براي تجربه و بيان جهان مي شود: "  وقتي قدم مي زني با پاهايت فكر نمي كني. به همين گونه با دوربين ات انس مي گيري كه ابزاري است براي بيان خودت."  در جاي جاي كتاب جمله هايي مي بيني كه بيش از  نگاه تعقلي يا تكنيكي،‌ به دل دادن يا عشق در عكاسي و زندگي تاكيد  مي كند: "يك دوربين هرگز تحت تاثير آفتاب قرار نخواهد گرفت اما دل مي تواند."  جالب است كه خيلي وقت‌ها عكس‌هايي مي بيني كه به لحاظ تكنيكي مي شود  ساعت ها درباره آن صحبت كرد ولي ته كار حس مي كني عكاس با سوژه‌اش قهر بوده و يا صرفا با دوربين اش مقتدرانه و بدون تعلق خاطر سوژه را اجير كرده است. خلاصه اين از آن كتاب هايی است كه  شديدا به كار كساني می آید كه در عكاسي ارتباط با سوژه برايشان اهميت دارد  و گذشته از اين جمله هايي دارد كه حتي اگر عكاس هم نباشي پر از حكمت براي زندگي سرخوشانه است: "هدف بهترين عكاس شدن نيست ، بهترين دونده ، بهترين موسيقي دان ، بهترين نويسنده يا بهترين چيز. هدف ات ، اگر واقعا احساس كني نياز به هدفي داري، خودت بودن است" ذن عكاسي نوشته پل مارتين لستر استاد دانشگاه ايالتي كاليفرنيا و مولف هفت كتاب با موضوعات رسانه اي است كه با ترجمه جواد منتظري. همراه  با مقدمه نويسنده بر چاپ فارسي منتشر شده است.

نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 1:9 | لینک  |